پست های ارسال شده در آدر سال 1390

شعر روز تاسوعا

آی‌اهل‌عالم‌ بدونیدعمویی‌ دارم‌نمی‌دونید‌ که‌‌ چقدر‌مهربونه قامتش‌تا‌کهکشونه‌ نگاهش‌ رنگین‌ کمونه‌ توی‌چشمای‌قشنگش‌ هزار‌هزار‌ آسمونه مهربونه‌ مهربونه‌ مهربونه‌ مهربونه وقتی‌شبها‌خواب‌ندارم‌روی‌شونه‌اش‌سر‌میزارم تاکه‌خوابم‌ببره‌آروم‌آروم‌توی‌گوشم‌شعر‌محبت‌میخونه وای‌که‌چقدر‌عموجونم‌مهربونه‌ شونه‌هاش‌بالاتر‌از‌هر‌چی‌بلندی‌روزمین عموجونم‌می‌گه‌ای‌فرشتة‌روی‌زمین راه‌نرو‌خسته‌میشی‌روی‌شونه‌هام‌بشین از‌روی‌دوش‌عمو‌جونت‌همه‌عالم‌روببین از‌تو‌چشمهاش‌می‌خونم‌که‌چقدر‌دوستم‌داره از‌تو‌چشمام‌می‌خونه‌که‌چقدر‌دوستش‌دارم‌دوستش‌دارم به‌خدا‌مهربونه‌به‌خدا‌مهربونه‌مهربونه‌مهربونه‌مهربونه‌مهربونه اگه‌من‌تب‌بکنم‌تاب‌نداره‌اگه‌خار‌تو‌پام‌بره‌خواب‌نداره فکر‌می‌کنم‌اگه‌که‌با‌ما‌نباشه‌خدا‌اون‌روز‌رو‌نیاره خدا‌اون‌روز‌رو‌نیاره هر‌چی‌ازش‌می‌ترسیدم‌خدایا‌اومد‌به‌سرم‌ عموجون‌رفت‌آب‌بیاره‌خبرش‌اومد‌به‌حرم‌ خبرش‌اومد‌به‌حرم عمو‌جونم‌تا‌تو‌بودی‌سر‌و‌سامونی‌داشتیم‌ تا‌تو‌رفتی‌دل‌پرخونی‌داشتیم عموجونم با تو دنیامون قشنگه عموجونم بی تو دلها ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 9 بازدید