کشکول جوان
وبلاگی برای جوانان ایران زمین
نویسنده: مهدی - ۱۳۸٩/۸/۱۸

ناگفته‌های شنیدی از زندگی مقام معظم رهبری از زبان آیت‌الله یزدی ...

 

   

آیت الله محمد یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، به اذعان اکثر قریب به اتفاق سیاسیون برجسته کشور و علمای تراز اول حوزه علمیه، از جمله کسانی است که از دیرباز با مقام معظم رهبری همراه بوده است؛ او می گوید، «من از روزی که آیت الله خامنه ای، امام جماعت یکی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن که ولی‌امر مسلمین می‌باشد،       


http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTX4Mgkk-_yjgsdAzLqYVrFr6RjM_2ludRLXj_kRDsWuD5MfGA&t=1&h=167&w=223&usg=__dkXAj24lK6jxJyKcqvX95LalCZc=

آشنا هستم و اولین کسی بودم که به صورت رسمی و از رسانه های عمومی مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام کردم؛ البته این کار من در ابتدای امر، واکنش های بسیار زیاد و متفاوتی را در سطح جامعه علمی و سیاسی آن روز برانگیخت؛ اما کسانی که آن روز از من خرده می گرفتند و ناراحت بودند که چرا مرجعیت رهبر معظم انقلاب را اعلام کرده ام، امروز از علاقه مندان و ارادتمندان ایشان هستند»؛ او حتی از واکنش شخص مقام معظم رهبری هم پس از این کارش نیز سخن می گوید؛

 

در آستانه سفر مقام عظمای ولایت به شهر مقدس قم بر آن شدیم تا در گفت‌وگویی اختصاصی با دبیر شورای عالی حوزه‌های علمیه، ابعاد شخصیتی و علمی رهبری معظم انقلاب، تدابیر معظم‌له در اداره نظام اسلامی و ... را مورد واکاوی قرار دهیم، آنچه در پی می‌‌آید حاصل این گفت‌وگواست.

*شناخت شما از آیت الله العظمی خامنه ای، به چه زمانی بر می گردد؟

ایشان برای گذراندن دوره تحصیلی در برهه ای از زمان در قم حضور داشتند، و در درس امام راحل شرکت می کردند؛ البته من هم در همان درس امام راحل شرکت می کردم؛ اما در آن زمان با ایشان خیلی آشنا نبودم؛ چون در درس های خارج فقه، رسم حوزه های علمیه بر این است که هر سه یا چهار نفر با هم، هم مباحثه و با یکدیگر مأنوس هستند، تا به درجاتی برسند؛ و گروه ما با گروه ایشان تفاوت داشت؛ آشنایی بنده با ایشان به قبل از انقلاب ، بر می گردد، من برای زیارت، به مشهد مقدس مشرف شده بودم؛ برای اولین بار در مسجدی که ، جلسات وعظ و خطابه داشتند، و در حال بیان یک خطبه تاریخی برای اهداف انقلاب بودند؛ متوجه شدم که جلسه، جلسه ویژه ای بود و طبعا تناسبات و علایق روحی ما ایجاب می کرد که به ایشان نزدیک شویم؛ ایشان در آن زمان از شخصیت های علمی و انقلابی مشهد بودند در جریانات کشور نیز نقش داشتند؛ بنابر این جواب این سؤال که از چه زمانی با ایشان آشنا شدم، این است که من از روزی که ، امام جماعت یکی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن که به عنوان رهبر، نظام اسلامی را اداره می‌کنند، آشنا هستم؛ و این نعمت خدا برای من است و امیدوارم همین نعمت تا آخر زندگی با من باشد.

* آیا بعد از آن سخنرانی ایشان در مشهد که سرآغاز آشنایی تان بود، مشکلی از سوی رژیم شاه، برای آقا، به وجود نیامد؟

در دوره ای، بسیاری از افراد به نقاط مختلف تبعید شدند، که مقام معظم رهبری هم، به ایرانشهر تبعید شدند؛ با وجود آن که در ایرانشهر شیعه و سنی وجود داشت، اما ایشان، با کلام شیوای خود، نفوذی ایجاد کرده بودند که برکات آن به وضوح دیده می شد.

*روابط شما در دوران پس از انقلاب با مقام معظم رهبری، چگونه ادامه پیدا کرد؟

در دوره هایی مانند اوایل انقلاب، معمولا نام افرادی که در جریان انقلاب قرار داشتند، برده می شد؛ ما هم سعی می کردیم با مقام معظم رهبری آشناتر و به ایشان نزدیک تر شویم، تا بتوانیم علاوه بر استفاده از شخصیت معظم‌له، به نوبه خود  با ایشان، همراهی داشته باشیم. در دوره ریاست جمهوری آقا، من به تدریج با فضائل اخلاقی، شخصیتی و علمی ایشان بیشتر آشنا شدم؛ گاهی دفترشان رفت و آمد داشتیم، تا این که جریان بازنگری قانون اساسی پیش آمد؛ حضرت امام(ره) دستور بازنگری قانون اساسی را صادر کردند؛ و نام من هم در نوشته حضرت امام(ره) آمده بود که باید در این بازنگری باشیم؛ ریاست آن هم با رئیس جمهور وقت یعنی حضرت آیت الله خامنه ای بود، و جناب آقای هاشمی هم نائب رئیس بودند؛ در اولین جلسه، من به همراه آقای دکتر حبیبی، به عنوان منشی انتخاب شدیم؛ اولین کاری که باید انجام می شد، تهیه آیین نامه بود، من به همراه آقای حبیبی آن را تهیه کردیم؛ کم کم دوران کسالت حضرت امام(ره) پیش آمد و به همین دلیل رفت و آمد های مقام معظم رهبری و آقای هاشمی به بیت امام(ره)، بیشتر شد، و از همین رو بود که ریاست جلسه را به من می سپردند؛ برای اداره این جلسات لازم بود که بیشتر از قبل با دفتر ایشان ارتباط داشته باشیم؛ در همین رفت و آمدها بود که با روحیات، خلوص رفتاری و شخصیت والای علمی ایشان بیشتر از قبل آشنا شدم، و این را دریافتم که در روحیه ایشان هوی و هوس نیست.

*آیا ایشان در طول دوران ریاست جمهوری خود، بحث های طلبگی هم داشتند؟

بله با این که ایشان رئیس جمهور بودند و مسئولیت شان سنگین بود، در یک مقطع زمانی به بنده گفتند که من همیشه یک بحث طلبگی و آخوندی داشتم، و الآن هم می خواهم که چنین جلسه ای داشته باشیم؛ از من پرسیدند چه کسانی، برای برگزاری چنین جلسات فقهی و علمی مناسب تر هستند، افرادی را برای برپایی این جلسات طلبگی انتخاب کردیم؛ مکرراً از همان ابتدا، از ایشان شنیده ام که گفته اند، «من هیچ گاه طلبگی و کار علمی را رها نکردم»؛ جالب است بدانید این جلسات علمی از آن زمان تا کنون، همچنان ادامه دارد.

*قدرت علمی مقام معظم رهبری را با وجود شرکت در این جلسات علمی که تا کنون نیز ادامه دارد چگونه تبیین می کنید؟

در جریان همین جلسات بود بیشتر با توان علمی ایشان آشنا شدم؛ در مسائلی که بحث و استدلالات و اثبات و نفی هایی که می شد، واقعا تبحر داشتند؛ شنیده اید برای مجتهدین، علوم مختلفی از جمله ادبیات، رجال، درایه، تفسیر، حدیث و ... لازم است؛ زیرا این ها، علومی هستند که باید در مقدمات اجتهاد باشد؛ از جمله مهمترین علوم، علم رجال است، معمولا در علم رجال کمتر  کسی حالت تخصصی وجود دارد، مگر بعضی از شخصیت هایی که کتاب هایی در این زمینه نوشته اند؛ من در جریان همین جلسات علمی بود که متوجه شدم، آقا، در این رشته یعنی علم رجال، در ردیف متخصصین قرار گرفته اند؛ چون نام یک رجالی که در سلسله حدیث پیش می آمد، می دیدیم که خصوصیات آن شخصیت را با تمام جزئیات ذکر می کردند؛ اصلا ایشان، یک دوره پژوهش و تحقیق کامل در مورد زمان ائمه(ع) و  14معصوم(ع)، یعنی یک شرح کامل از پیامبر(ص) تا امام زمان(عج)، داشتند؛ چرا که در این دوره بود که شرح حالات ائمه(ع) را  نیز بررسی می کردند؛ به رجال، حدیث و روایت، مخصوصا در زمان صادقین(ع) هم آشنایی کاملی پیدا کردند و این امتیاز در حقیقت در ایشان دیده می شد؛

*می توان گفت، برگزاری همین جلسات مقدمه ای برای روشن تر شدن بعد علمی مقام معظم رهبری بود؟

طبعا علائم مسئله اجتهادی و علمی و مرجعیت، که متکی به مبانی تعیین شده است، برای مقام معظم رهبری در همین جلسات، برایم روشن تر شد؛ علت این که پس از رحلت امام خمینی(ره) و رحلت بعضی از مراجع مطرح در قم، بنده مرجعیت را اعلام کردم، این نکته بود که بنده در طول این فاصله زمانی و جلساتی که از زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برگزار شد، به پایه علمی و قدرت استنباط و اجتهاد و در حقیقت بنیه اجتهادی و استدلالی ایشان و همچنین تسلط بر علوم مختلفی که باعث اجتهاد است، پی بردم و دیدم، در ردیف متخصصین قرار گرفته اند؛ به همین دلیل  وظیفه شرعی خودم دیدم، که مرجعیت ایشان را اعلام کنم. فکر می کنم اولین کسی که مرجعیت مقام معظم رهبری را در رسانه های عمومی اعلام کرد، من بودم که این مهم را در خطبه های نماز جمعه تهران اعلام کردم.

*واکنش ها، پس از اعلام مرجعیت چگونه بود؟

بنده این کار را در شرایطی که بسیاری از هم دوره ای ها و دوستان من مخالف آن بودند، صورت دادم؛ برخی همکاران و دوستان به من ایراد گرفتند و حتی با من دعوا کردند؛ جالب است بدانید، کسانی که امروزه به موقعیت علمی و مرجعیت آقا سخت علاقه مند هستند، در آن روز به بنده ایراد می گرفتند که چرا مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام کردم.

*واکنش شخص مقام معظم رهبری نسبت به اعلام مرجعیت شان چه بود؟

ایشان به من گفتند: چون شما به من وابستگی دارید از این به بعد صحیح نمی دانم ترویج مرا به عهده بگیرید و در مجامع عمومی از من تعریف کنید و در یک کلام به بنده گفتند، من راضی نیستم؛ این نشان از تواضع بسیار بالای معظم‌له است؛ جالب است بدانید که ایشان درس خارجی را شروع کرده بودند، من تصمیم گرفتم که در آن کلاس شرکت کنم؛ در دو یا سومین جلسه بود که به من گفتند، شما چرا می آیید؟ گفتم بالاخره درس است و من هم علاقه‌مندم شرکت کنم؛ ایشان گفتند من راضی نیستم، شما نباید بیایید، من را نهی کردند؛ فلسفه این کار، بعد ها برای من روشن شد؛ آدم می بیند که بعضی ها دنبال این هستند که شاگردان شناخته شده و رساله‌ای دشته باشند، اما مقام معظم رهبری خطاب به من فرمودند که راضی نیستم در کلاس درس من باشی و من را ترویج کنی؛ مجموع این عوامل، نشان از عمق خلوص و صفا و تواضع شان دارد، این هم از جمله شرایط مرجعیت است؛ این امر مصداق بارز ترک هوی و هوس و دوری از ریاست و مقام است که ایشان به معنای کامل کلمه، آن را به مرحله اجراء درآوردند.

*بعد علمی و دانش فقهی مقام معظم رهبری و همچنین مرجعیت ایشان را بیشتر تشریح کنید؟

رتبه علمی یک مسئله است و مرجعیت رسمی مسئله دیگر؛ کم نیستند شخصیت هایی که دارای مقامات برجسته علمی هستند، این طور نیست که هرکس ملا شد، بتواند مرجع باشد و یا هرکس مرجع هست، درجات علمی فوق العاده بالایی دارد؛ این ها در حقیقت دو فصل حساب می شوند؛ در باره شخصیت علمی آیت الله خامنه ای، همان طور که خود ایشان گفته اند، هیچ گاه طلبگی و در راه علم بودن را کنار نگذاشتند؛ حتی در سمت رهبری که مسئولیت سنگینی است، کار علمی ایشان مداوم بوده و اوقاتی را به مطالعه اختصاص داده‌اند؛ این یکی از خصوصیات ایشان است؛ ممکن است گاهی، فردی که به عنوان شخصیت علمی شناخته می شود و واقعا هم عالم است وقتی وارد یک کار سیاسی و اجتماعی می شود، آهسته آهسته از نظر علمی ضعیف شود، بنیه علمی و حتی مبانی و اصول را فراموش کند، اما مقام معظم رهبری، بر عکس این دسته از افراد، با وجود قرار گرفتن در سمت بسیار مهم رهبری، از نظر علمی، روز به روز قوی تر شده اند و این یک امتیاز برای معظم له است؛ چرا که هم در زمانی که پست مهم ریاست جمهوری و هم زمانی که به سمت رهبری رسیدند اشتغال تحصیلی شان را فراموش نکرده و کنار نگذاشته اند؛

* با وجود مشغله‌های بسیار فراوان معظم له در اداره نظام اسلامی، چگونه کار علمی مداوم خود را دنبال می کنند؟

 بعضی خیال می کنند که ایشان چون مشغله رهبری دارند فرصت پرداختن به مباحث علمی را ندارند، در صورتی که شخصیت‌هایی هستند که در عین اشتغال به مسائل سیاسی به دلیل آوردن همان مسائل در کارهای علمی، بنیه علمی شان قوی تر می شود. برای نمونه مسئله ای در مورد «دیه» در دورانی که ریاست قوه قضائیه به عهده بنده بود، برایم پیش آمد که در رساله عملیه همه مراجع عنوان شده بود؛ اما تا رسیدیم به بحث اَنعام ثلاثه، مقام معظم رهبری به بنده گفتند، این بحث را بیاور در همان جلسات هفتگی ایشان در پاسخ به سؤالی که داشتم گفتند، من تمام روایات در این زمینه را بررسی کردم و به یک نکته هم رسیده ام؛ وقتی آن را به من اعلام کردند؛ گفتم فتوای شما هم همین است، فرمودند، بله همین است؛ با این نظر شرعی بسیاری از کارهای قضایی ما تسهیل پیدا کرد؛ حتی ایشان در مورد همین فتوا که به مشکلی برای ما در قوه قضائیه تبدیل شده بود، به قم آمدند و با بسیاری از مراجع، از جمله آیت‌الله العظمی گلپایگانی (ره) دیدار کردند و مشکل این مسئله را حل کردند. از این قبیل مسائل در فروعات مختلفی که پیش آمده به ما نشان می دهد که پایه علمی مقام معظم رهبری، بسیار بالا و در درجه ممتاز قرار دارند.

*تدابیر مقام معظم رهبری در مدیریت حوادث را  چگونه می‌بینید؟

در پاسخ به این سؤال باید ابتدا منظور از  حوادث روشن شود؛ در متن قانون اساسی به عنوان یکی از شرایطی که فقیه باید داشته باشد تا خبرگان او را برای رهبری انتخاب کنند، همین مسئله قدرت مدیریت امت اسلامی است،آیت الله خامنه ای نشان داده اند، آن را داشته و عملیاتی کرده اند. مقصود از مدیریت امت اسلامی از نظر ما، مدیریت حوادث است که باز منظور از حوادث، مسائل جزئی فقهی نیست، بلکه منظور چیزهایی است که به کل امت و جامعه بر می گردد و باید مشکل جامعه را حل کند؛ امام معصوم(ع) یا امام زمان(عج) خودشان در زمان غیبت، ارجاع داده‌اند که در حوادث به فقیه واجدالشرایط رجوع کنید، مقصود حوادثی است که تصمیم گیری در رابطه با آن، نفع یا ضررش به همه امت می رسد؛ خوشبختانه در طول 20 سال رهبری آقا، با وجود آن که به اندازه 100 سال حادثه برای کشور پیش آمد، اما مدیریت ایشان بعد از دوران امام راحل در حوادث بی نظیر  است، یعنی کمتر کسی است که می تواند در تصمیم گیری ها، همانند ایشان، هم سرعت و هم دقت داشته باشد و علاوه بر آن اصول را در تصمیم گیری رعایت کند.

 * حوادث دوران امام (ره) و مقام معظم رهبری، چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟ همچنین اشاره‌ای به شاخصه‌ها تصمیم گیری ایشان، بفرمایید؟

در زمان امام (ره) حوادث مهمی وجود داشت، شاید سخت ترین حادثه برای ایشان، جنگ تحمیلی بود که مسئولیت سنگین آن را، به عهده بزرگوارانی، در درجه اول آیت الله خامنه ای و بعد جناب آقای هاشمی، گذاشتند و غیر از جنگ حوادث دیگری مانند جریان بنی صدر و ... به وجود آمد که باز شاهد مدیریت اصولی و صحیح امام راحل بودیم، اما حوادث زمان آیت الله خامنه‌ای مثل محاصره اقتصادی، فتنه اخیر، احیانا بروز اختلافات در بین جمع های حساس کشور، مانند قوای سه گانه رخ می دهد، ایشان وظیفه داشته و دارند که طبق قانون اساسی این مشکلات را رفع کند. در کل وقتی به حوادث دوران رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نگاه می کنیم، می بینیم تصمیم گیری معظم‌له در حل این مشکلات، بسیار به جا بوده، مثلا عده‌ای در رابطه با آمریکا با رهبری گفت و گو می کردند، اما ایشان می گفتند؛ من هنوز نسبت به این ها بی اعتمادم؛ نمونه اخیرش اوباما است که با شعار تغییر آمد؛ خیلی ها امیدوار بودند که رابطه با آمریکا برقرار شود، اما رهبر معظم انقلاب می فرمودند؛ باید صبر کرد تا ببینیم چه می کنند؛ ایشان در رابطه با شعار تغییر اوباما تعبیر بسیار زیبایی را به کار بردند و گفتند، «اگرچه این ها یک دستکش مخملی در دست دارند، اما زیر این دستکش مخملی، مشت آهنی دارند»؛ این تعبیر بسیار زیبا و فنی است؛ یعنی بعضی ها در گفت و گوی سیاسی با نرم ترین کلمات حرف می زنند، اما هدف شان چیز دیگری است. این نکته مهمی است که رهبری باید این قدرت را داشته باشد که به عمق کلمات نرم دشمنان پی ببرد و فریب نخورد. مقام معظم رهبری در این فراز و نشیب ها مانند تحریم های اقتصادی، فتنه اخیر و از همه این ها مهمتر مسئله انرژی هسته ای و یا در مسائلی از قبیل ایجاد اعتماد به نفس در جامعه و بین مسئولین نظام، که امام راحل آن را دنبال می نمودند، بیش از هر کس دیگری دنبال کردند و آن را در جامعه ایجاد نمودند.

* تدبیر رهبر معظم له در مسئله انرژی هسته ای، چگونه بود؟

مسئله بسیار مهم انرژی هسته ای و موفقیت های کسب شده پیرامون آن، مستقیما زیر نظر رهبری معظم انقلاب است؛ ایشان بارها خطاب به مسئولان گفته اند که می توانید خودتان کشور را اداره کنید، رشد کشور بستگی به رشد علم دارد و....، به خصوص در جریان انرژی هسته ای، ما به سمت سقوط و انقطاع می رفتیم؛ اما ایشان در دوره اول 4ساله آقای احمدی نژاد، فلسفه را برگرداندند؛ بقیه خیال می کنند که دولت این کار را کرده، ولی من اینجا صریحا به شما می گویم اصلا مسئله انرژی هسته ای، فقط زیر نظر شخص رهبری بوده است، یعنی شخص رهبری تصمیمات اصلی را می گرفتند.

* مدیریت مقام معظم رهبری در صحنه‌های سیاسی کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

تدبیر ایشان در مسائل داخلی و مخصوصا جریان فتنه، که تقریبا همه مردم در جریان آن هستند، تدبیری جامع، گویا و کامل بود که در مقاطع مختلف، کشور و ملت را نجات داده است؛ به طور مثال در جلسه‌ای در خصوص فتنه اخیر من خیلی ناراحت بودم و می خواستم گریه کنم، اما آقا به من امیدواری دادند که ناراحت نباش این مسئله هم می‌گذرد؛ یک شخصی همانند رهبر معظم انقلاب که دراین سطح، مسئولیت امت اسلامی را دارد، من خیال می کنم امام عصر(عج) ایشان را کمک می‌کنند؛ البته من نمی گویم امام زمان(عج) به ایشان پیغام می‌دهند و یا ایشان به محضر امام (عج) می‌رسند، بلکه نمی‌گویم می شود، امام زمان (عج) ایشان را تنها بگذارند، چرا؟؛ چون در برخی قضایا، کل امت و جامعه اسلامی در معرض خطر قرار می‌گیرد و مقام معظم رهبری هم مسئولیت حفاظت از این امت را دارد و اگر امام عصر(عج) ایشان را تنها بگذارد و در تصمیم گیری اشتباه کند، جامعه اسلامی آسیب می بینند؛ بنابر این، عنایت خاص امام زمان(عج) را، من پشت سر همه تدبیرهای مقام معظم رهبری می بینم؛ به همین دلیل هم گاهی ایشان به قم می آیند و بر می گردند، بدون این که کسی متوجه شود، به همین دلیل معتقدم ایشان عالی ترین تدبیر را در حوادث دارند، بعد از امام راحل یکی از ذخایر پرقیمتی که خداوند برای این امت و برای شرایط این زمان ذخیره کرده است، آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله) است که ما وقتی محاسبه می کنیم، اگر قرار بود که در شرایط حساسی مانند امروز کس دیگری غیر از ایشان، در مقام رهبری باشد، معلوم نبود چه  بر سر کشور می آمد.

مهدی
چون وا نمیکنی گرهی خود گره مباش// ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :