کشکول جوان
وبلاگی برای جوانان ایران زمین
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٢/٥/٢۸

گفتگوی خدا و بنده

خـدا :

بـنده ی من دو رکعت نمازشکربخوان!
بـنده:

خـدایا خسته ام ..... برایم مشکل است که نیمه شب از خواب بیدارشوم
خـدا :

بنده ی من ،قبل از خواب این دورکعت را بخوان
بـنده:

خدایا دو رکعت زیاد است .... امروز خیلی خسته ام ،آیا راه دیگری ندارد؟


خـدا :

بنده ی من ،قبل از خواب وضو بگیر و روبه آسمان کن و بگو " یاالله ".

بـنده:

خدایا من دررختخوابم،اگر بلند شوم ،خواب ازسرم می پرد!

خـدا :

بنده ی من همانجا که درازکشیدی تیمم کن و بگو " یا الله " .

بـنده:

خدایا هواسرد است و من نمیتوانم دستانم را از زیر پتو دربیارم.

خـدا :

در دلت بگو " یا الله " ،آن را برایت نمازشب حساب میکنم!


بنده اعتنایی نمیکند ومیخوابد!

خـدا :

ملائکه من ،ببینید .....من اینقدر ساده گرفته ام ،اما او خوابیده،،،،،

چیزی به اذان صبح نمانده.....اورابیدارکنید،دلم برایش تنگ شده

اوامشب بامن حرف نزده!

ملائکه:

خداوندا،دوبار اورابیدارکردیم ،اما او بازخوابید!

خـدا :

ملائکه ی من ،درگوشش بگویید ،پروردگارت منتظرتوست!

ملائکه:

پروردگارا!.....بازهم او بیدار نمیشود!

خـدا :

اذان صبح را میگویند...هنگام طلوع آفتاب است،ای بنده ی من بیدارشو

نمازصبحت قضامیشود،خورشید از مشرق سربرمی آورد!

ملائکه:

خداوندا ،نمیخواهی با او قهر کنی؟؟؟

خـدا :

اوجـزمـن کسـی را نـدارد،شـاید تـوبه کـرد....

بـــنده ی مــن، هـنگامی که تــو به نمـاز می ایستی ،من آنچنان

گوش فرامیدهم که انگار همین یک بنده رادارم،،،

اما تو چنان که گویا صدها خدا داری؟؟؟

مهدی
چون وا نمیکنی گرهی خود گره مباش// ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :