کشکول جوان
وبلاگی برای جوانان ایران زمین
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱۱/٢٦

واقعیت ولنتاین!!!

اسفندگان یا ولنتاین؟؟؟؟

  منبع: http://delnavazy.persianblog.ir 


 

چند سالی است حوالی 25 بهمن ماه (14 فوریه) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها و شهر می بینیم. مغازه های اجناس کادوئی لوکس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم ولنتاین و کادوی روز عشق به گوش می خورد.
ظاهرا اموری که رنگ و بوى فرنگى داشته، نشان بر متمدن و به روز بودن و باکلاسى دانسته ایم و عدم پیروى از آن را نشان بر عقب ماندگى!

 

اما آیا نام جشن ملی اسفندگان (سپندارمذگان) روز گرامیداشت عشق، زمین و زن به گوشتان خورده است؟

 

مابه هیچ روی با ارزشهای فرهنگ غربی و سایر ملل مخالف نیستیم، برعکس بر این باوریم که فرهنگ همه ی ملتها ارزش هایی دارد که شایسته ستایشند ،اما این هرگز به این معنا نیست که ما به ارزشهای فرهنگی خودمان پشت پا بزنیم و نابخردانه شیفته ی فرهنگ دیگران شویم.

 

واما ولنتاین: در داستانی موهوم ،مشهور است که "در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند.
کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود. روزی که قرار بود والنتاین کشته شود نامه ای برای تشکر از دختر زندانبان نوشت که با جمله “Love from your valentine” خاتمه یافت.
در سال ۴۹۶ بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس ۱۴ فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید.
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق!"

 

چند صباحى است که در این دیار با وجود داشتن روز عشق ایرانى با پشتوانه اى بسیار غنى تر و کهن تر از ولنتاین، براى ابراز عشق خود، رسمى از بیگانگان به عاریت گرفته شده است، به قول معروف «تا بوده همین بوده!».
شاید کمتر ایرانى از وجود روز عشق در ایران باستان و برگزارى جشنى براى بزرگداشت این موهبت، آن هم نه با قدمت سه قرن پیش از میلاد رومیان، بلکه از بیست قرن پیش از میلاد! اطلاع داشته باشد؛ شاید کمتر ایرانى بداند روز اسفند از ماه اسفند (پنجم اسفندماه) با نام «اسفندگان» یا «سپندارمذگان»، روز عشق ایرانیان است. یعنى چند روز بعد از روز ولنتاین و زمانى که شهر پس از پشت سر گذاشتن چندین روز متفاوت، تقریباً به روال عادى برگشته است و مردم، بى خبر و بى تفاوت، فارغ از تب و تاب روز عشق فرنگى! آن را عادى تر از روزهاى دیگر سپرى مى کنند. نه دیگر از هدایاى مخصوص ابراز عشق و محبت خبر است و نه تکاپوى مردم براى ابراز عشق مهرورزی و برگزاری جشن. غافل از اینکه این روزها، همان روزى است که احساس نیاز به آن و جایش خالى اش، آنها را سخت مجذوب جشن سایر فرهنگ ها نموده است.

 


 

ابوریحان بیرونی در هزار سال پیش در این باره می گوید: «اسفندارمذ فرشته ی موکل بر زمین است و نیز بر زن های عفیف رستگار و شوهردوست و خیرخواه ... در زمان گذشته این ماه بویژه این روز عید زنان بوده است و در این عید مردان به زنان بخشش می نمودند و هنوز این رسم دربعضی از مناطق اصفهان و دیگر شهرهای پهله (شهرهای ناحیه ی مرکز و غرب ایران) باقی مانده است.»

 

در جای دیگر آورده است که در این روز زنان بر تخت پادشاهی می نشستند و فرمان می راندند، همه ی کارها نیز به دست مردان و پسران انجام می گرفت.
این جشن همراه با آداب رسوم و تشریفاتی ویژه برگزار می شد. نخستین جشنی که در این روز برگزار می شد جشن «مردگیران» یا «مژگیران» بوده است، به این معنا که زنان از مردان خود هدیه ای می گرفته اند. این جشن ویژه ی زنان و به مناسبت تجلیل و بزرگداشت از آنان برگزار می شود.

 

جشن اسفندگان، یادمانی بسیار کهن از اسطوره های زایش و باروری است. با توجه به منابع موجود دانسته می شود که اسفندگان در ایران باستان، نه روز زن به مفهوم مطلق و امروزی آن، بلکه روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است. به عبارت دیگر منظور از زن، همسر است و نه جنسیت آن.
ابوریحان بیرونی نیز در نقل آیین های جشن، از زن به عنوان همسر یاد می کند و جنسیت زن را در نظر ندارد. آیین هایی نیز که امروزه در بسیاری از نقاط دور و نزدیک میهن برگزار می شود، همگی در پیوند با روابط عاطفی و مهر آمیز همسران است و ارتباطی با جنسیت زنانه ندارد.

 

اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل بسیار عالی و والاست ولی نشناختن فرهنگ خود و مرعوب شدن در برابر فرهنگ های دیگر کاری ناپسند و نابجاست. در واقع ما نمی خواهیم همچون عربستان (ممنوعیت فروش گل رز در عربستان در آستانه روز ولنتاین عصر ایران / 24 بهمن 86) و یا کویت (مخالفت با برگزاری جشن های روز ولنتاین در کویت عصر ایران / 25 بهمن 86) به مقابله مستقیم برویم، بلکه از طریق آشنایی با فرهنگ ملی والای خودمان و شناساندن و معرفی آن، جلوی هجمه نادرست فرهنگی را بگیریم.

 

راه درست را انتخاب کنیم ، فرهنگ ارزشمند اسلامی _ایرانی بسیار غنی ترازحدیست که تصور می کنیم.لبخند

  منبع: http://delnavazy.persianblog.ir

منبع:وبلاگ اندیشه های رنگین


مهدی
چون وا نمیکنی گرهی خود گره مباش// ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :