کشکول جوان
وبلاگی برای جوانان ایران زمین
نویسنده: مهدی - ۱۳۸٩/٢/٢٦

جوان و هیجان


هیجان چیست؟

ماهیّت هیجان چیست؟ آیا هیجان به عنوان یک نیاز مطرح است؟ آیا هیجان، انواع گوناگونی دارد؟ آیا می‏توان هیجان‏ها را به دسته‏های «مناسب» و «نامناسب» تقسیم نمود؟ چه راهبردهایی از سوی روان‏شناسان برای کنترل هیجان‏ها ارائه شده است؟ آیا سرگرمی‏های هیجان‏زا برای ما مضر نیست؟

اگر تا به حال چنین سؤال‏هایی به ذهنتان خطور کرده و مشتاقِ یافتن پاسخ آنها بوده‏اید، با توجّه به سطرهای بعدی می‏توانید اطلاعات مناسبی در این زمینه دریافت نمایید.

تعریف هیجان

هر فرد از هیجان، برداشت خاصی دارد و با توجّه به اطلاعات و گرایش‏های خود، تعریفی از هیجان ارائه می‏دهد. یکی می‏گوید: هیجان یعنی عشق، صَفا، بگو و بخند، گردش و تفریح. دیگری می‏گوید: هیجان یعنی خطر کردن، ماجراجویی، زدن تو دل حوادث . و شاید بعضی‏ها که کمی آگاهی بیشتری دارند بگویند: هیجان، هم به غم گفته می‏شود و هم به شادی. امّا تعریفی که روان‏شناسی ارائه می‏دهد دامنه‏ای بسیار گسترده‏تری را دربر می‏گیرد. روان‏شناسی با تکیه بر یافته‏های خود به توضیح این واژه می‏پردازد. البته در روان‏شناسی نیز تعریف‏های گوناگونی از هیجان، ارائه شده است و ما برای این که تعریفی ارائه دهیم که از سویی مفهوم هیجان را مشخص کند و از سوی دیگر، این تعریف آنچنان علمی صِرف نباشد (که فهم آن برای عموم مردم، مستلزم آگاهی از پیش‏فرض‏های روان‏شناختی باشد )، سعی بر ساده‏تر نمودن تعریف داشته‏ایم.

هیجان در افراد به دنبال محرک‏های بیرونی و گاهی درونی ظاهر می‏شود. به هیجان، عاطفه نیز گفته می‏شود که عمدتا در قالب‏هایی مثل: ترس، خشم، اندوه، شادمانی و لذت، عشق، شگفتی، نفرت و شرم، بروز پیدا می‏کند. برای مثال، انسان وقتی با یک واقعه خطرناک مواجه می‏شود ، بی‏اختیار، نشانه‏های آمادگی برای گریز و فرار از لحاظ جسمی و فیزیولوژیک در او به وجود می‏آید و از لحاظ روانی هم نشانه‏ها و رفتارهایی مبتنی بر ترس در فرد، ظاهر می‏شود که به آن حالت هیجان، «ترس» گفته می‏شود. گاهی اوقات این حالت ترس، تبدیل به هیجان «خشم» می‏شود و فرد، بدون این که خودش اختیاری داشته باشد، حالت پرخاشگری و تدافعی به خود می‏گیرد.(1)

هیجان، یک موهبت الهی است که به عنوان یک مکانیزم (ساز و کارِ) تنش‏زُدا عمل می‏کند. به این صورت که هنگام تحریک فرد از سوی یک محرّک خارجی، بدن سریعا نسبت به آن، واکنش نشان می‏دهد و اضطراب در فرد به وجود می‏آید و این اضطراب، موجب عدم تعادل و به‏هم ریختگی روانی فرد می‏شود و در این مرحله، اُرگانیزم (بدن) با به راه انداختن تظاهرات هیجانی که با حالت‏های مختلف چهره، تنفّس شدید و... همراه است، سعی می‏کند این تنش و اضطراب را کاهش دهد و تعادل را دوباره به وجود آورد. اگر این مکانیزم بدن نمی‏بود، عملاً فرد در مقابل بسیاری از محرک‏ها با درماندگی مواجه شده و با آسیب‏های جسمی و روانی بسیاری رو به رو می‏شد. البته هیجان‏ها با شناخت‏های ما پیوند خورده‏اند و این تجربه‏های شناختی هر فرد است که بر میزان تأثیر محرک‏ها و در نتیجه، شدّت هیجان‏های وی اثر می‏گذارد.

به این مثال توجّه کنید: هنگام خرید از یک فروشگاه اگر فکر کنید که فروشنده، قصد فریب شما را دارد، به احتمال قوی، عصبانی خواهید شد؛ امّا اگر این فکر به ذهن شما خطور نکند، عصبانیتی به وجود نخواهد آمد. بنابراین، هیجان با شناخت افراد، رابطه مستقیم دارد. دایره هیجان، بسیار گسترده‏تر از تفریح و سرگرمی یا ماجراجویی است. یک عصبانیت ساده، یک گریه کودکانه و یک تعجب ابتدایی هم هیجان است. «در نهایت می‏توان گفت هیجان به احساس‏ها، افکار و حالت‏های روانی و بیولوژیکی (زیستی) مختص آن و به دامنه‏ای از تمایلات شخص برای عمل کردن بر اساس همان تمایلات اطلاق می‏شود».(2)

آثار هیجان

از آن‏جا که در نظام آفرینش، آنچه از سوی خدا مقرر شده، بدون حکمت نبوده و دارای آثار مثبت و مفید است، همه پدیده‏های وجودی انسان نیز دارای آثار مثبتی خواهد بود، که هیجان‏ها و عواطف نیز از آن جمله‏اند. هیجان، یک مکانیزم پاسخ به محرک‏های بیرونی و گاه، درونی است. بنا بر این، اگر هیجان‏ها تعدیل و کنترل شوند آثار مثبت و مطلوبی خواهند داشت؛ اما عدم کنترل آنها می‏تواند آثار مُخرّبی را به وجود آورد. آثار هیجانی دامنه گسترده‏ای دارد، اما در این فرصت اندک می‏توان به مهم‏ترین آنها به طور خلاصه اشاره نمود:

1 . هیجان‏ها، بدن را برای تلاش و کوشش آماده می‏کنند؛

2 . هیجان‏ها، به عنوان یک وسیله ارتباطی عمل می‏کنند ؛ زیرا جذب و دفع و خشم و مهر و... هیجان‏هایی هستند که در روابط با دیگران، بروز پیدا خواهند نمود؛

3 . هیجان‏ها زندگی را شاد، پویا و متنوّع می‏کنند؛

4 . فعالیت‏های ذهنی، تحت تأثیر عواطف قرار دارند و بروز هیجان‏ها بر این فعالیت‏ها تأثیر بسزایی دارد که در محدودهای زیر می‏تواند ظهور و بروز پیدا کند:

الف . محدودیت در دقت و تمرکز: فرد هیجانی، دقت عادی خود را از دست داده و نمی‏تواند به آسانی، ذهن خویش را به هر مطلب دلخواه، متمرکز کند.

ب . ضعف در تداعی: در این حالت، انسان غالبا از یادآوری سایر اشیا بجز عامل هیجان، عاجز می‏ماند.

ج . ضعف در استدلال و تفکر: تفکر عادی در این حالت، بسیار مشکل است و توانایی کامل برای اندیشه منطقی از دست می‏رود و چه بسا زمینه‏ای به وجود می‏آید که فرد، بدون تأمل در مورد عواقب رفتار، دست به هر عملی می‏زند. بسیار اتفاق می‏افتد که افراد به هنگام شادی زیاد و سرمستی و غرور، سخنانی بر زبان جاری می‏کنند که در حال عادی چنین سخنانی از آنها مشاهده نمی‏شود، یا تصمیم‏هایی می‏گیرند که بسیار نامعقول است. البته این حالت در حالت خشم، بیش از اندازه هم روی می‏دهد.

امیرالمؤمنین علی (ع) در این مورد می‏فرماید: شدّت غضب، توانایی استدلال صحیح را از بین می‏برد و ادراکات را مغشوش می‏سازد.(3)

د . دگرگونی در نگرش: هیجان‏ها می‏توانند نگرش فرد درباره خود و نقش آینده وی در زندگی‏اش را تحت تأثیر قرار دهند. بدین ترتیب، نگرش انسان در مورد آینده و خود و کسب شخصیت سالم تا حدودی مرهون این عواطف است و همچنین تسلّط انواع این عواطف، که کدام‏یک بر او مسلّط خواهند شد: ترس یا خشم، شادی یا غم، غرور یا شرم؟(4)

هیجان مُفید ـ هیجان مُضر؟

اینک در جواب یکی از سؤال‏های ابتدایی که می‏پرسید: «آیا می‏توان هیجان‏ها را به دو دسته مناسب و نامناسب تقسیم کرد؟» باید بگوییم هیجان و عاطفه، جزء جدا ناشدنی وجود انسان است ؛ امّا از آن جا که منشأ هیجان‏ها بیشتر بیرونی است، باید گفت که همه هیجان‏ها به طور طبیعی برای همه افراد رخ می‏دهد ؛ امّا آنچه مهم است، تمایلی است که در فرد، نسبت به یک هیجان بیش از هیجان‏های دیگر، مشاهده می‏شود.

بنابر آنچه گذشت، می‏توان گفت این انسان است که با کنترل و مهار هیجان‏ها و عواطف خود، آنها را مناسب یا نامناسب تلقی می‏کند. هیجان‏ها اگر کنترل شوند، بسیار مفید و مناسب‏اند؛ امّا اگر مهار نشوند، بسیار نامناسب و حتی خطرناک و مشکل‏زا خواهند بود.

آنچه اهمیتی بیش از سایر موضوعات دارد، هیجان‏های دوره جوانی و نوجوانی است. در دوره نوجوانی به علت گذار از دوران بلوغ، و رشد سریع جسمانی و عاطفی و عدم رشدِ قوه استدلال و تفکر، به موازات هیجان‏ها، کنترل عواطف، بسیار مشکل است و جوانان، در رویارویی با هیجان‏ها، بیشتر، راه افراط را در پیش می‏گیرند که بیشتر به‏سوی هیجان‏های از نوع شادی‏آفرین یا ماجراجویی است.

جوان با آن عواطف توفانی خود از یک سو و تنوع‏طلبی متناسب با سنّ خود از سوی دیگر، بیشتر به‏سوی ماجراجویی‏ها و سرگرمی‏های بی‏حدّ و حصر، تمایل پیدا می‏کند که همین مسئله می‏تواند سرآغاز بسیاری از انحرافات و مشکلات باشد ؛ چرا که ـ چنانچه قبلاً متذکر شدیم ـ یکی از ویژگی‏های هیجان، تضعیف قوه استدلال و تفکر است.

فرد به هنگام لذّتِ بسیار و سرخوشیِ بیش از اندازه، آنچنان از خود، بی‏خود می‏شود که به بسیاری از پیشنهادهای غیرمعقول و غیرقانونی یا نامتعارف دوستان خود نیز پاسخ مثبت می‏دهد. میزان قابل توجهی از دوستی‏های خیابانی، اعتیادها، جنایت‏ها، دزدی‏ها و حتی تصادف‏های رانندگی، ریشه در عدم کنترل هیجان‏ها دارد. بنابراین نمی‏توان از انواع هیجان‏ها تعدادی را به عنوان مناسب و تعدادی را به عنوان نامناسب تفکیک کرد. بلکه باید گفت تمامی هیجان‏ها در صورت کنترل، مناسب و مفید خواهند بود و در صورت عدم کنترل، نامناسب و مُضر.

شاید پرسش بسیاری از اشخاص این باشد که معمولاً محرّک‏های بیرونی و تحریکات درونی، آن قدر قوی هستند که نمی‏توان در مقابل آنها مقاومت نمود. در چنین مواردی چه باید کرد؟

راه کارهای مقاوم‏سازی خود

در پاسخ باید گفت: با استفاده از راه‏های گوناگونی می‏توان با هیجانات شدید، مقابله کرد، که ما در این فرصت کوتاه، تنها به دو موردْ اشاره می‏کنیم.

الف . راه‏کارهای شناختی: انسان موجودی صاحب فکر و تعقل است و می‏تواند میزان آگاهی خود را در مورد هر موضوعی افزایش دهد. بالا بردن میزان آگاهی و شناخت نسبت به محرک‏های بیرونی و آثار مفید یا مخرب آنها، ما را در تعدیل هیجان‏ها بسیار یاری خواهد نمود. این فرایند، موجب می‏شود که بسیاری از محرک‏ها که برای دیگران شگفت‏آور است، برای ما بسیار عادی جلوه کند.

البته در یک موقعیت دقیق‏تر نیز با فرا گرفتن تکنیک‏های (راه‏کارهای) خاصِ برخورد با احساسات و عواطف لحظه‏ای (تکانشی) می‏توان به هنگام مواجهه با هیجانات، از این تکنیک، استفاده نمود و اضطراب را کاهش داد. بنابراین، بالا بردن شناخت، چه در مورد محرک‏ها و چه در مورد تکنیک‏های مقابله، به ما کمک می‏کند تا هیجان‏ها و عواطف را تحت کنترل خود درآوریم.

ب . راه‏کارهای عملی (رفتاری): بسیاری از روان‏شناسان معتقدند که به هنگام بروز هیجان، نیرویی در بدن به وجود می‏آید تا فرد را برای مقابله با خطرات احتمالی یاری دهد. آنها همچنین معتقدند اگر این نیرو به‏واسطه سرکوب شدن هیجان، مورد مصرف قرار نگیرد، در بدن باقی می‏ماند و موجب آسیب‏رسانی به بافت‏های مختلف بدن می‏شود و همچنین در روان فرد نیز تأثیرات مخرّبی می‏گذارد. این روان‏شناسان برای مصون ماندن فرد از آسیب‏ها، نظریه تخلیه هیجانی را ارائه داده‏اند. مبتکرین این نظریه بر این باورند که با راه‏های گوناگونی باید این نیروی اضافی را تخلیه نمود. البته بسیاری از روش‏های پیشنهادی (از جمله نمایش صحنه‏های خشونت‏بار و...) مثمر ثمر بوده است، اما روش‏هایی نیز در عمل، کاملاً مفید بوده‏اند که ما به دو نمونه از آنها اشاره خواهیم نمود.

1 . فعالیت‏های هنری: تعدادی از روان‏شناسان معتقدند که می‏توان این نیروی اضافی را در راه هنر به کار برد. هنرمندان در حقیقت با تفسیر مسیر هیجان‏های خود به‏سوی خلاقیت‏های هنری (از جمله: ادبیات)، موفقیت‏های بسیاری را کسب نموده‏اند و آثار بی‏نظیری را آفریده‏اند. وقتی زیبایی یک گُل یا یک منظره طبیعی یا یک صحنه شورانگیز، فرد را به وجد می‏آورد و احساسات او را به شدت تحریک می‏کند، او می‏تواند به جای پایکوبی و شادی بی حدّ، با نقاشی کردن آن صحنه یا توصیف آن با شعر و نثر، عواطف خود را نشان دهد و نیروی خود را در راه مفیدِ خلاقیت هنری به کارگرفته، تخلیه نماید.

بعضی از روان‏شناسان تا آن جا پیش رفته‏اند که منشأ بسیاری از سوز و گدازهای شعرا و هنرمندان را در هیجان‏هایِ تغییر مسیر داده شده، جستجو می‏کنند. هم‏چنان که گفته شد، روان‏شناسی تمام هیجان‏ها را در حدّ متعادل، مناسب می‏داند. البته توضیح این نکته نیز ضروری است که مکتب انسان‏ساز اسلام نیز با افراط و تفریط ، کاملاً مخالف است و با تعادل، موافق بنابراین، هیجان مناسب، همان هیجان متعادل و به دور از افراط و تفریط است.

2 . فعالیت‏های بدنی: فعالیت‏های بدنی به تناسب شدّت و ضعفشان به نیرو و انرژی نیاز دارند. به این معنا که فعالیت بدنی هرچند فعالیت ناچیز و ضعیفی باشد، باز هم نیاز به صَرف انرژی درون بدنی دارد، بنابراین، جوان با روی آوردن به فعالیت‏های بدنی می‏تواند نیروهای اضافیِ انباشته شده در بدن خود را به کار گیرد.

فعالیت‏های بدنی، بیشتر در دو دسته «کار» و «ورزش» بروز و ظهور پیدا می‏کنند. امّا در این میان آنچه نظر جوان و نوجوان را به خود جلب می‏کند، ورزش است. امروزه ورزش با جذابیت‏های زیادی که دارد بسیاری از جوانان را به خود جذب کرده است. روان‏شناسان مسلمان با استفاده از تعالیم اسلام (که به ورزش توجّه ویژه‏ای دارد)، به این نتیجه رسیده‏اند که ورزش، به دلیل این که هم نیروی بدن را صَرف می‏کند و هم موجب سر زندگی و شادابی در فرد می‏شود، بهترین وسیله تخلیه هیجانات است؛ بویژه در زمان حال که با تنوّع زیادی که در رشته‏های مختلف ورزشی وجود دارد، عملاً در بسیاری از آنها، جنبه تفریحی و سرگرمی، بیشتر از جنبه‏های قدرتی و توان بدنی آن است. بنابراین می‏توان نتیجه گرفت که بهترین راه تخلیه هیجانات و عواطف، همان ورزشی است که نه‏تنها هیچ اثر سوئی بر فرد ندارد، بلکه فواید دیگری هم در پی می‏آورد که از آن جمله می‏توان به سلامت جسمی، بالا رفتن قدرت بدنی، افزایش قدرت تفکر و شادابی اشاره نمود.

با توجّه به مطالب ذکر شده، به این نتیجه می‏رسیم که هیجان مخصوصی وجود ندارد که بتوان آن را «هیجان مناسب» نامید ؛ تنها به تمامی هیجان‏ها اگر متعادل و کنترل شده باشند، «مناسب» گفته می‏شود، و در غیر این صورت، «نامناسب».

 


1 . ر.ک به: انگیزش و هیجان، محمدکریم خداپناهی، تهران: سمت، 1379، فصل هیجان‏ها.

2 . هوش هیجانی، دانیل گلمن، ترجمه: نسرین پارسا، تهران: رشد، 1380، ص 104 .

3 . بحارالانوار، ج 71، ص 428 .

4 . ر.ک به: روان‏شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، تهران: دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، 1374، ج 2، فصل رشد هیجانی .

مهدی
چون وا نمیکنی گرهی خود گره مباش// ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :