کشکول جوان
وبلاگی برای جوانان ایران زمین
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/٧/۳٠

دفاع مقدس برایمان همین قدر مقدس بود

خودمان را به خواب زده ایم یا از مسئولیتمان شانه خالی می کنیم؟


از دفاع مقدس دیگر فقط چند تانک می شناسیم و چند گونی پر از خاک اره، اگر جوانی از لابه لای هجمه های فرهنگی بخواهد از دفاع مقدس بداند تنها عکس چند سردار داریم که تحویلش بدهیم؛ به راستی آیا هشت سال دفاع مقدس برایمان همین قدر مقدس بود؟

این جمله را حتما تا به حال شنیده اید که می گویند وای به وقتی که کسی خودش را به خواب زده باشد، عالم و آدم هم جمع بشوند و بخواهند او را از خواب بیدار کنند، نمی توانند؛ حال نقل ما آدم های آخر الزمانی هم همین شده بعضی از ما آنقدر از حقایق و اعتقادات اجتماعی مان دور شده ایم که هر چقدر هم آنها را درگوشمان زمزمه کنند به حالمان فرقی نمی کند.

 

قصه شهید و شهادت از آن نوع حقایقی است که به دلیل آنکه در بسیاری از موارد مورد غفلت واقع شده است کم کم دارد رنگ خود را در بین ما از دست می دهد.

 

از دفاع مقدس دیگر تنها عکس چند سردار داریم

 

از دفاع مقدس دیگر فقط چند تانک می شناسیم و چند گونی پر از خاک اره، اگر جوانی از لابه لای هجمه های فرهنگی بخواهد از دفاع مقدس بداند تنها عکس چند سردار داریم که تحویلش بدهیم.

 

به راستی آیا هشت سال دفاع مقدس برایمان همین قدر مقدس بود؟

 

مقام معظم رهبری در یکی از دیدارهای خویش با شعرا و نخبگان ادبی می فرمایند: هشت سال دفاع مقدس از لحاظ زمانى هشت سال بود، اما از لحاظ استمرار معنوى، فکرى و فرهنگى ممکن است قرنها ادامه داشته باشد. حماسه‌اى که در دفاع مقدس به وجود آمد، انگیزه‌اى که پشت سر این حماسه وجود داشت، ریز حوادثى که در این مدت اتفاق افتاد، اینها چیزهائى نیست که در ظرف ده سال و پانزده سال و بیست سال تمام شود. یکى از امانتدارها شما هستید؛ باید این امانت را حفظ کنید، باید منتقل کنید.

 

بعد از گذشت سی سال هنوز خودمان را به خواب زده ایم

 

با توجه به سخنان مقام معظم رهبری و عملکرد مسئولان و مردم در نشر اهداف و آرمان های دفاع مقدس بعد از گذشت سال ها شاهد این هستیم که بعضی از ما آنچنان ذهن هایمان را در چهارچوب های فکری خاصی قرار داده ایم که تنها برای نشان دادن دفاع مقدسمان به چاپ عکس های شهدا و برگزاری یادواره های آنان اکتفا کرده ایم، به راستی آیا خودمان را به خواب زده ایم یا غافل از آنیم که چه مسئولیت سنگینی بر دوشمان گذاشته شده است؟

 

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

 

معروف است که می گویند: «کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود» آری حقیقتا و به جرأت می توان گفت که در سال های بعد از دفاع مقدس اگر نبودند راویانی صادق و پابرجا همین چیزی هم که در حال حاضر برایمان باقی مانده است وجود خارجی نداشت و اگر نبود فشارهای مستمر مقام معظم رهبری مبنی بر نشر آثار و اهداف شهدای هشت سال دفاع مقدس امروز شاهد همین کارهای جزئی نیز نبودیم.

 

ولی به هر حال وظیفه ما به عنوان یک رسانه صادق آسیب شناسی دفاع مقدس و رو نمایی از عدم انتقال صحیح آن به نسل جوان امروز است، که از چند جنبه مورد بررسی می باشد:

 

1- آنان که از دفاع مقدس باقی ماندند یک دسته شان با ادامه راهشان و به واسطه شرایط جسمی ویژه ای که داشتند گوشه عزلت گزیدند و به مرور زمان از صحنه فعالیت های جامعه حذف شدند!

 

2- راویان آگاهی که همه اتفاقات را دیده و لمس کرده بودند ولی سکوت کردند، سکوتی که بنا به مقتضیات زمان انجام شد، چرا که اگر لب به سخن می گشودند، پست و مقامشان را از دست می دادند!

 

3- صاحبان قدرت و مدعیانی که حتی برای یک بار هم تفنگ بر دست نگرفتند و اکنون بر مناصبی تکیه زده اند و تیشه بر ریشه تمام اعتقادات ملت می زنند بدون اینکه حتی لحظه ای فکر کنند که این امنیت را چه کسانی و با چه چیزهایی برایشان درست کرده اند؟

 

4- هجمه گسترده تبلیغات ضد اسلامی سایت های بیگانه بر علیه دفاع مقدس، آرمان ها، ارزش های اسلامی و انتشار شبهه های فراوان در این زمینه که متاسفانه به دلیل ناآگاهی نسل جوان این شبهه ها در اکثر موارد، ذهن جوانان را تا مدت های زیادی به خود مشغول می کند و ما هم اینجا دست روی دست گذاشته ایم، هنر کرده ایم  و به خیال خودمان بعد از سال ها تنها به چاپ عکس شهدا بر روی پیراهن جوانان بسنده کرده ایم!

 

5- فراموشی ارزش ها و اعتقادات اسلامی از طرف برخی سرخوردگان مذهبی و به دنبال آن ایجاد تعصبات خاص مذهبی و دفع جوانان در این زمینه.

 

7- در دسترس نبودن مراجعی مطمئن برای پاسخ به سوالات و شبهات جوانان در زمینه های مختلف.

 

8- عدم استفاده صحیح از رسانه به عنوان یک عامل قوی و پیشبرنده به سوی اهداف اسلامی و ملی.

 

برای اشاعه فرهنگ ایثار و شهادت چقدر همت کردیم؟

 

و دیگر آنکه این قصه سر دراز دارد و اینکه آدمیزاد اگر بخواهد کاری را انجام دهد خود را به آب و آتش می زند و از همه زندگی اش کم می گذارد تا به هدفش برسد؛ بنابراین به عنوان جوانان امروزی نمی توانیم به خود بقبولانیم که مسئولین تمام تلاش خود را در اشاعه فرهنگ ایثار و شهادت کرده اند و دیگر هیچ راهی برایشان باقی نمانده چرا که همه راه ها را رفته اند!

 

آری بعد از هشت سال دفاع مقدس جامعه ایرانی دچار بحران های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی و سیاسی شد؛ بحران هایی که در بعضی برهه هایش آنان که باید می ماندند آنچنان در لاک خود فرو رفتند که بعد از سی سال دیگر حتی نامی هم از آنان باقی نمانده و آنان که نباید می ماندند آنچنان قد برافراشتند که امروز بعد از سی سال شاهد فتنه ها و جریان های انحرافی شان در سطح گسترده ای در جامعه هستیم.

 

اما ای کاش بعد از سی سال دیگر وقت آن می رسید که خودمان را از خواب بیدار کنیم و گوش های مان را تیز کنیم و حرف های مولا و مقتدایمان را آویزه گوشمان کنیم! حرفهایی که از جنس خدایی است جملاتی مثل این جمله: امروز زنده نگهداشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست؛ البته ذکر این نکته نیز خالی از فایده نیست که نام و یادی ارزش دارد بعد از سی سال فارغ از چاپ عکس شهدا و بنر کردن آنان باشد.

 

 

امروز زنده نگهداشتن نام شهدا کمتر از شهادت نیست به شرط آنکه این نام تبدیل شود به فرهنگی جاودانه، آری جوانان امروز ما به اعتقاداتی راسخ نیازمندند، اعتقاداتی که با هیچ شبهه و هجمه فرهنگی از دست نرود و به راستی کدامیک از ما کوشیدیم تا فرهنگ ایثار و شهادت را در بین جوانانمان رنگی خدایی بخشیم و برای گذشتن از جاده سبز انتظار راه کربلا را به آنان نشان دهیم؟

 

مهدی
چون وا نمیکنی گرهی خود گره مباش// ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :