کشکول جوان
وبلاگی برای جوانان ایران زمین
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/٦/٢٦

عرفان های نوظهور

 

فرقه گرایی و رواج اندیشه ها ی خرافی در دنیای معاصراز جمله دغدغه های جوامع اسلامی است،بخصوص آنکه دنیای غرب پس از سالها مبارزه با حاکمیت دینی،در عصر برگشت بسوی ایمان،پرچم ترویج معنویت مورد نظر خود را برافراشته ودست به تولید،صدور و تشویق گرایش جوانان به عرفان های کاذب و وارداتی می پردازد.

 

 اکنون  در  کشور عزیزمان نیز متاسفانه می توان کتاب ها ،سی دی ها،محصولات تبلیغاتی،سایت ها و وبلاگهای فارسی زبان چنین عرفان هایی را مشاهده کرد.

 

.........................

دوستان گرامی لطفا درصورت تمایل به این وبلاگ امتیاز دهید و ما را در ارائه مطالب بهتر یاری نمایید..


تقسیم بندی عرفان های نو ظهور
 

 

این عرفان ها می توانند تقسیم بندی های مختلفی داشته باشند و نمی توان با همه آنها به یک گونه برخورد کرد، اینها هر کدام یک معنا و موضع دارند باید اینها را تفکیک کرد.
بعضی از آنها به گونه ای ریشه های دینی دارند و جوانه هایی از درخت کهنسال دین در سنت های مختلف هستند مثل دراویشی که ما اکنون در کشور داریم، به هر حال اینها بر تنه درخت سنت رسته اند مانند نعمت اللهی ها، صفی علی شاهی ها و... که خود را جدا از سنت گذشته نمی دانند، برخی از این عرفان ها هم کاملا زاده افکار مدرن هستند مثل گروه هایی که در آمریکا و اروپا به وجود آمده اند مانند گروه های شیطان پرستی ، خداگریز، اپیسم و پانکیسم، رپیسم و... اینها دیگر خود را برخاسته از سنت نمی دانند، بلکه خود را نوعی تحرک علیه وضعیت مدرن می دانند. عده ای هم حالت بینابین دارند، نه سنت را خوب می توانند درک کنند و نه دل به مدرنیته دارند، می گویند که ما پست مدرنیم، می گویند که ما زاده مبارزه با عقلانیت مدرن هستیم، عقل ما را ارضا نمی کند و جهت نمی دهد، بنابراین وضعیت سومی را به وجود آوردند. بعضی از اینها هم پالوده عرفان های گذشته هستند، یعنی همان عرفان های گذشته هستند که به شکل جدید ظهور پیدا کردند و حرف جدیدی ندارند. عده زیادی هم زاده شیادی بعضی از کسانی هستند که از دلدادگی و سادگی انسان معاصر سوء استفاده می کنند، به همین خاطر معتقدم که باید اینها را تفکیک کرد و نباید به یک شکل با آنها برخورد کرد، اما همه اینها زاده نوعی نیاز در انسان امروز است که به قول یکی از متفکران که می گوید قرن بیست و یکم قرن افسردگی لقب خواهد گرفت، یعنی بشر مدرن همه چیز دارد، جز دل و عشق. این افسردگی شروع شده از قرن ۱۹ را عرفان های جدید جذب می کند، نباید آنها را بد تلقی کرد، بلکه باید با آنها خوب برخورد و آنها را جذب کرد. خیلی از این افراد که جذب این عرفان ها می شوند، افراد خوب و سالمی هستند و تنها در تشخیص راه دچار مشکل شده اند. به تعبیر مولانا، وقتی پول تقلبی را بخواهیم خرج کنیم، چرا از ما می گیرند؟، چون پول اصلی و معتبری هست که این پول را با آن قیاس می کنند و پول تقلبی را می گیرند، این عرفان های کاذب هم چون عرفان اصلی طرفدار و خریدار دارد، به برکت آن طرفدار پیدا کرده و گسترش یافته اند، البته یک علت گسترش آنها، این است که این عرفان ها بیشتر خود را با شرایط مدرن تطبیق دادند تا نگاه به شرایط سفت و سخت سنتی. بیشتر از همه این دلیل گسترش آنهاست، یعنی کسانی که وارد این وادی شدند هم نیازهای شخصی خودشان برآورده می شود و هم شرایط روز برایش مهیاست و هم درگیری ندارد، اینها بحث های عمیق فلسفی است که باید به جای خود مورد بحث قرار بگیرند.
نگاهی گذرا به عرفانهای آمریکایی، شرقی، فرا روانشناختی و بومی
در این قسمت برای روشن شدن بحث و داشتن نمایی کلی از این عرفان ها، آنها را به چهار گروه تقسیم کرده ایم و در قسمت های بعد مفصل تر و موردی به اکثر آنها می پردازیم.

1.عرفانهای آمریکایی


 

یکی از مهدهای عرفانهای کاذب و نوپدید قاره پهناور آمریکا می باشد. آمریکا که از دیر باز دست خوش تحولات بوده و بعد از پیدا شدن آمریکا و تسخیر آن توسط اروپایی ها و آمیخته شدن عقاید های باستانی و جدید باعث شکل گرفتن عقاید جدیدی شد شاید اینکه آمریکا را بعد از هند دومین مهد عرفان میدانیم به خاطر پهناور بودن و عدم هم فکری وهم اندیشی در این سرزمین دانست.
عرفانهای آمریکایی از روزگاران قدیم در آمریکای جنوبی بویژه در مکزیک شکل یافت، ولی پس از جنگ جهانی دوم توسعه پیدا کرد. عرفانهای سرخ پوستی در شکلهای گوناگون تولتک(دون میگوئل روئیز)، سو(گوزن سیاه متولد 1862)، ساحری(کارلوس کاستاندا 1935) ظهور یافته است. مهمترین منابع عرفان سرخ پوستی، کتابهای کاستاندا مانند: آموزشهای دون خوان، واقعیتی جداگانه، دومین حلقه اقتدار، ارمغان عقاب، آتش درون و قدرت سکوت است که از سال 1968 به بعد منتشر شده و شرح دیدارهای خود را با جادوگر مکزیکی به نام دون خوان مطرح می کند. اندیشه های سرخ پوستی بیشتر به توصیه های اخلاقی می پردازند و به اعتقادات مربوط به خدا و آخرت کاری ندارند و با استفاده از گیاهان دارویی و حالتهای توهم زا، انسانها را از واقعیتها دور می سازند. عرفان اِکنکار یکی دیگر از عرفانهای نوظهور و سکولار آمریکایی است که توسط پال توئیچل متوفای 1971 پدید آمد. وی علاوه بر برگزاری کارگاه های آموزشی برای سفر روح در کالیفرنیا، در سال 1970 موفق به تأسیس مؤسسه اکنکار شد. بعد از توئیچل، «سری داروین گرایس» در سال 1971 تا 1981 و سپس «سری هارولد کلمپ» استاد حق در قید حیات شدند. کلمپ در سال 1969 توسط توئیچل به مقام اک رسید. هدف اکنکار قادر ساختن انسان برای سفر روح و ترک از کالبد فیزیکی است و در نهایت رسیدن به سرزمین بهشت حقیقی یا انامی لوک(جایی که سوگماد در آن به سر می برد) هدف است. البته، انسان در این سفر از مسیر زمان می گذرد. عنصر تفکر و عنصر نور و صوت در اکنکار نقش مؤثری دارند. توئیچل از ادیان وعرفانهای مختلف برای این فرقه بهره برده است. کتابهای اکنکار، دندان ببر، نسیم تحول، سرزمینهای دور، اکنکار کلید جهان های اسرار و... است. مهمترین مشکلهای اکنکار این است که بدون وحی و طریقت الهی می خواهد مسیر زمان را طی کند، در حالی که اگر هم با شهود، مسیری را دریابند باز احتمال خطای شهود و خلط خیال متصل با منفصل است.
طرفداران اکنکار قائل به عدم ممنوعیت ازدواج با محارم هستند و چند نفر از اینها که در ایران ادعای جانشینی می کنند با مادر و خواهر خود ازدواج کرده اند.
عرفان عشقی پائولوکوئیلو یکی دیگر از عرفانهای آمریکایی است. وی در 1947 در برزیل به دنیا آمد پس از مشکلات متعدد با خانواده وتحصیل، جنبشهای هیپی گری و مارکسیستی و بحران معنویت و مذاهب گوناگونی مانند کریشنا، بودا، یوگا، هندو والحاد را تجربه کرد و سالها با مواد مخدری چون کوکائین، مواد روان گردان، مسکالین، ماری جوانا سرگرم بود. وی در سال 1379 شمسی به ایران سفر کرد. کوئیلو با استفاده از مذاهب مختلف و با بهره گیری از رمان و عرفان و سیاست به تألیف آثاری چون مکتوب، کوه پنجم، کیمیاگر، راهنمای دلاور نور، دومین مکتوب، عطیه برتر، شیطان و دوشیزه پریم پرداخت. کتاب «سفر به دشت ستارگان» کوئیلو، بارها ترجمه و قبل و بعد از انقلاب منتشر شده اند. کتاب دیگری هم با عنوان «سرخ پوستان بزرگ می گویند» در نمایشگاه بین المللی کتاب سال 83، توزیع شده است. پیام این عرفان سرخ پوستی، پیوند عرفان با زندگی است. این مدل عرفانی، وارد مباحث عرفان نظری ابن عربی مانند: وحدت وجود و انسان کامل، حضرات خمس، اعیان ثابته و تعین اول و ثانی و سایر بحثهای عرفان نظری نشده اند؛ بلکه عرفان و معنویت را با زندگی پیوند زده اند و به شدت از روان شناسی موجود هم استفاده می کنند؛ شعار آنها این است که ما ثروت نمی خواهیم؛ ما عشق و صلح می خواهیم. یک مقوله جذاب و جوان پسند که هر انسانی طالب صلح و عشق و محبت و این چیزهاست. نکته جالبی که این عرفانهای سرخ پوستی دارند، دین ستیزی است؛ یعنی می گویند: ما سعادت شما را تأمین می کنیم، بدون اینکه حاجتی به دین و شریعت الهی داشته باشید؛ اگر معنویت، صلح و آرامش می خواهید، عرفان سرخ پوستی را فراگیرید.

2.عرفانهای شرقی (هندی)


 

عرفانهای هندی فعال در ایران معاصر نیز عبارتند از: آیین هندوییسم، آیین بودیسم، یوگا، اشو، سای بابا، رام ا... و کریشنا.
هند سرزمینی کهن و پهناور که در جنوب شرقی آسیا قرار دارد و بعد از چین دومین کشور پر جمعیت دنیا می باشد که بیش از 2000 هزار سال قبل از میلاد مسیح مردمان آنجا افرادی سیاه چهره با موهای مجعّد بودند به نام « دراویدیان ».
هند دارای قدمت بوده و آنها از همان قدیم دارای صنایع معمارهای بودند و از لحاظ اعتقادی و دینی هم از همان زمانها دین و مذهب داشتند و معتقد به چیزهای خاصی بودند از جمله می توان اعتقاد به تناسخ و انتقال روح و اعتقاد به چند گانه پرستی را نام برد .
در اواسط هزاره دوم قبل از میلاد مسیح مردمانی از نژادی دیگر به هند حمله کردند آنها آریاییهای بودند که مردمانی بلند قامت و سفید چهره که از سلسله جبال هندو کش در جنوب سیبری به سه منطقه حمله ور شدند که بخشی به اروپا رفتند که مردمانی چون یونانیها ،لاتینیها ، ژرمنها و اسلاوها را به وجود آوردند و بخشی هم به مشرق یعنی ایران آمدند و آئین زرتشتی را به وجود آوردند و گروهی دیگر به هند سرازیر شدند و آئین هندویی را پدید آوردند.
کم کم آریاییها در آئین و فرهنگ مردم هند رسوخ کردند و شغل خودشان که شبانی بود به کشاورزی تغییر دادند و آریاییها دارای اعتقادات عجیبی بودند از جمله اینکه آنها چند گانه پرست بودند از گیاهان نامعلومی شرابی مسکر درست می کردند به نام «سوما » و آن را با شیر مخلوط می کردند و می نوشیدند و نثار درگاه خدایان می کردند و آن را شرابی الهی می دانستند و هنگام قربانی شراب را می نوشیدند و هنگام قربانی سرود های می خواندند و این سرود ها از مغز روحانیون آنها تراوید ه بود و بعد ها آن سرود ها جمع آوری شد و نخستین و قدیمی ترین کتاب مقدس هند بنام « ودا » تبدیل شد.
قبایل هند در آن زمان بدین صورت بود که هر قبیله یک رئیس داشت به نام « راجه » و این مقام به حکم وراثتی از پدر به فرزند منتقل می شد و پدر خانواده « پیتار » ( با پاتر در لاتین و فادر در انگلیسی و واتر در آلمانی و پدر در فارسی هم ریشه است ) نامیده می شد و مادر خانواده یا همسر خانواده به نام « ماتار » ( با کلمه ماتر در لاتین و مادر در فارسی هم ریشه است ) نامیده میشد که شغل او فرمانبرداری از شوهر و اداره تمام امور خانواده بود.
و آمیخته شدن آریاییها با هندی ها باعث تشکیل ادیان زیادی شد و به جرات می توان هند را قطب الدیان و المذاهب و سرزمین هزار ادیان نامید.
پس باید هند اول به هند و عرفانهای وابسته به آن پرداخت و علت اینکه چرا هند را باید ابتدا مورد برسی قرار دهیم و چرا عرفانهای هندی مهم تر هستند. شاید بتوان دو عامل را ذکر کرد

الف : به خاطر قدیمی بودن آنهاست.
 

ب : بسیاری از جریانهای نو پدید از جریانهای هندی متاثر شده اند و هندیها مجموع ادیان خود را بنام هندوییزم به جهان عرضه کردند.
هند دارای دو شاخه کلی در عرفان می باشد.

...................................................................................................


الف : عرفانهای باستانی و سنتی که قبل از میلاد مسیح بوده اند که دارای پنج محور می باشند
1. آئین ودا
2. آئین جین
3. آئین برهمن
4. آئین تانترا
5. مهمترین کیش هند آئین بودا

ب : عرفانهای نو پدید یا نوظهور
 

1. یوگا
2. اشو
3. سای بابا
4. رام اله
5. کریش نا
6. یوگا نادا
7. دالای لاما
که عرفان بودا از همه آنها مهمتر و پر طرفدار ترین عرفان هندی در جهان می باشد از عرفانهای جدید می توان به عرفان اشو و سای بابا اشاره کرد که از لحاظ اعتقادی بسیار خطرناک می باشند عرفان اشو یک عرفان خانه برانداز و خانه خراب کن می باشد چون فرهنگ این عرفان برهنگی و سکس می باشد و معنویت را از این راه می دانند.
یکی از گروه های عرفانی هندی که در سالهای اخیر مطرح شده «یوگا» است. یوگا به معنای پیوستن و مهار کردن است. یوگا، سابقه طولانی دارد ولی در قرن اخیر بیشتر مورد توجه شده است. این مدل عرفانی، دارای شش ساحت است، زیرا معتقد است انسان دارای هفت بدن و هفت چاکرا و مراکز انرژی است، هدف یوگا از تمرینهای جسمانی و روحی، آرامش و تسلط روح بر بدن است.
«اُشو»، یکی دیگر از گروه های عرفانی هند است. نام اصلی اُشو، باگوان شری راجنیش است. وی در سال 1931 در روستای کوچوادا دراستان مادیاپرادش هند به دنیا آمد و در سال 1990 از دنیا رفت. وی ادعا می کند در 21 سالگی، نور الهی را در خود احساس کرد. و مذهب خود را مطرح ساخت. تحصیلات اُشو در فلسفه بود، مدتی به آمریکا رفت و مریدانی پیدا کرد، ولی به دلایلی از آمریکا اخراج شد. وی، هرگز کتاب ننوشت و تنها 7000 سخنرانی داشت که به 650 جلد کتاب(مانند: بلوغ، راز بزرگ، راز شهامت و خلاقیت، آواز سکوت، ملکوت، آفتاب درسایه، شورشی) تبدیل شده و به سی زبان زنده دنیا نیز ترجمه شده است. اُشو، دیدگاه هایی در باب عشق و حقیقت زن و مدرنیته دارد.
رام ا...، یکی دیگر از فرقه های هندی است و نحوه پیدایش آن به تحولات در ویشنو برمی گردد؛ با این بیان که مذهب ویشنو با تاختن سلاطین غزنوی در قرن دهم میلادی، توسط راماننده مصلح هندی تغییراتی یافت و «نئوویشنوییسم» پدید آمد و سپس یکی از شاگردانش به نام شیخ کبیرپانتیس(متولد 1440 میلادی از پدر مسلمان و مادر ویشنوو متوفای 1518 میلادی)، مذهبی ترکیبی از اسلام و ویشنو یعنی رام ا... (خدای ویشنو و خدای اسلام) را به وجود آورد. این فرقه در ایران توسط ا. م. رام ا... با اعتقاد به ضرورت تولد دوباره و آموزشها و تعالیم اسرار در دو نشریه(هنرزندگی متعالی و حرکت دهندگان) گسترش یافت. فرقه رام ا...، تمام ادیان را برابر می داند.
کریشنا، یکی دیگر از عرفانهای نوظهور است. کریشنا مورتی در جنوب هند در خانواده در سال 1896 در خانواده ای برهمن به دنیا آمد و در سال 1986 در 91 سالگی از دنیا رفت. تحصیلاتش در اروپا در رشته روان شناسی بود و بر خودشناسی و آزاد شناسی درونی و سفر روح و درونی اعتقاد داشت. مهمترین کتابهای او عبارتند از: تعالیم کریشنا مورتی، حضور درهستی، حقیقت و واقعیت، پرواز عقاب، برای جوانان، خشونت و خلاقیت، عرفان و خود شناسی.
سای بابا، دیگر فرقه هندی است که بر پاره ای از علاقه مندان به معنویت تأثیر گذاشته است. سای بابا در سال 1835 در حیدرآباد در خانواده برهمن به دنیا آمد و در 1918 از دنیا رفت. تعالیمش را از کتابهای مقدس هندوها و اسلام گرفته بود. وی با تعالیم ساده اش وبرخی امور خارق العاده که برای او ادعا می کنند، طرفداران زیادی یافته است. وی به اعتقادات هندو مانند تناسخ قایل است و بر ذکر خدا و توجه به عالم درون و عشق و برابری ادیان و مذاهب تأکید می کند. این عرفانها هم به یک دین زمینی تبدیل شده اند؛ مثلاً امروزه بودیسم، یک دین است؛ اما نه یک دین آسمانی و الهی، بلکه دین زمینی و بشری؛ یعنی کاملاً می خواهد کارکرد دین را داشته باشد.
بحثهای عرفانی، سیر و سلوک و دستورالعمل دارند؛ به طور نمونه در همین کتاب اُپانیشادها مطالبی هست که حتی با بعضی مضامین روایی ما که مثلاً می فرماید: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» یا «انفع المعارف معرفة النفس» سازگاری دارد؛ به شناخت نفس و شناخت انسان اهمیت می دهد. چون یکی از مهم ترین دغدغه های انسانی این است که «من کیستم؟» و «انسان کیست؟» و عرفانهای شرقی، به زَعم خودشان به این سؤال پاسخ داده اند و جالب این جاست که در دو سه سال اخیر هم مکرر کتابهای اینها منتشر و وارد بازار شده است؛ کتابهای «اشو»، مانند «مراقبه و هنر» بیش از سایر عرفانهای شرقی در کشور ما مطرح اند. به هر حال، در زمینه بودیسم و تائوئیسم و هندوئیسم و امثال اینها کتابهای فراوانی در بازار کتاب موجود است که جایگزین عرفانهای اسلامی می شود و نسل جوانی که علاقه مند به عرفان و معنویتند، گرفتار آن می شوند. وجه اشتراک عرفانهای شرقی عقل ستیزی است نه دین ستیزی؛ چون به هر حال، مکاتب خود را به دین تبدیل کرده اند. آنها می گویند: ما با مسایل عرفانی به کشف و شهودهایی می رسیم که حتی با بدیهیات عقلی هم تعارض دارد؛ مثلاً به این نتیجه می رسیم که اجتماع نقیضین محال نیست.
«والتر استِیس» در کتاب عرفان و فلسفه اش یکی از وجوه اشتراک عرفان را همین می داند و می گوید: عرفان، باورهایی عقل ستیزانه دارد، در حالی که عرفان اسلامی چنین نیست؛ مثلاً ابن ترکه در تمهید می گوید: یکی از معیارهای تشخیص شهود الهی از شهود شیطانی این است که شهود را با عقل بسنجید، اگر مخالف عقل بود، معلوم می شود شهود شیطانی است. ولی عرفانهای شرقی، عقل ستیزند و اجتماع نقیضین را هم ممکن می دانند.

3.عرفانهای فرا روانشناختی
 

دسته دیگری از عرفانهای سکولار است که متأسفانه مدتی است در ایران معاصر گسترش پیدا کرده است. این فعالیتها عبارتند از: معنا درمانی، هاله بینی، طالع بینی، ان. ال. پی، هیپنوتیسم، مدیتیشن و.... این عرفانها پس ازجنگ جهانی دوم برای کنترل سربازان در مسکو و سپس در اروپا مطرح شد. این تحقیقات توسط استراندر و شرویدردر کتاب «اکتشافات روانی درپشت پرده آهنین» در سال 1970 در آمریکا منتشر شد. تمام ادعاهای این جریانها در خصوص هاله بینی، کف شناسی، چهره شناسی، مدیتیشن(شناسایی بخش ناشناخته وجود انسان)، ان. ال. پی (برنامه ریزی عصبی- زبانی برای ارتباط برتر)، هیپنوتیسم(خواب مصنوعی) غیر علمی واثبات نشده اند.

4.عرفانهای بومی


 

این عرفان ها که به فرقه های صوفیه معروفند، از گذشته های دور در کشور ما و در جوامع اسلامی رواج داشته و پس از جنگ هم توسعه پیدا کرده اند. فرقه هایی چون ذهبیه، خاکسار، شاه نعمة اللهی و... از آن جمله اند که دارای تشکیلات و خانقاه نیز می باشند و در منازل و معابدشان، برنامه های فرهنگی دارند. این فرقه ها عمدتاً دین ستیز نیستند، اما یا فقه ستیزند یا مرجع ستیز؛ یعنی یا می گویند: کاری به فقه و شریعت نداشته باشید، یا می گویند: احکام فقهی را قبول داریم(حتی وضو می گیرند، نماز می خوانند، احکام و مناسک عبادی را انجام می دهند) ولی مرجعیت را قبول ندارند. معتقد به این نیستند و نمی پذیرند که مسایل فقهی و شرعی را باید از مرجع تقلید گرفت. و اگر اندکی از آنها، مسأله تقلید از مرجعیت را می پذیرند، در نهایت گرفتار بدعتند. این جماعت بنایشان بر این است که آثارشان را چاپ نکنند. البته گروه هایی هستند که آثارشان را منتشر می کنند؛ مثلاً کتابهایی با عنوان معرفت روح، طب روح، راه کمال، مبانی معنویت فطری و معنویت یک علم منتشر شده که از نورعلی الهی و فرزندش دکتر بهرام الهی است. آنها فرقه مکتب را ساخته اند و از فرقه اهل حق منشعب شدند. مطالب آنها بسیار جذاب، جالب و خواندنی است؛ ولی چیزی که در این کتابها دیده نمی شود، احکام فقهی است. آنها می پندارند که انسان با همین معنویت و سلامت روح و نفس می تواند به کمال برسد. شکی نیست که تصوف بومی در تاریخ اسلام خدمات ادبی فراوانی داشته اند؛ ولی بحث در این نیست که این جریانها چه خدمات وخطاهایی ادبی داشته اند، بحث در این است که این جریانها، جامعه اسلامی ایران را با چه پیامدهای فکری و فرهنگی روبرو می سازند. آیا نسل جوان با تفکر صوفیانه وعرفانهای سکولار در زمان تهدیدهای خارجی به دفاع از مملکت برمی خیزند؟ بدون شک، پاسخ منفی است. نکته دیگر اینکه، عقلانیت صوفیانه، به گونه ای است که نمی گذارد توسعه علمی تحقق یابد. تاریخ اسلام و اروپا نشان داده است که هر گاه تفکر صوفیانه توسعه می یافت، علم و دانش به افول می گرایید.

......................................

دوستان گرامی لطفا درصورت تمایل به این وبلاگ امتیاز دهید و ما را در ارائه مطالب بهتر یاری نمایید....


......................................

منبع : راسخون

......................................

منابع تحقیق :
www.shia-online.ir
سایت جبش سرخ حسینی
newerfan.parsiblog.com
Bashgah.net
www.findfa.com
مرکز خبر حوزه
haqiqat.mihanblog.com
خبرگزاری فارس
پایگاه حوزه
www.jamejamonline.ir
ایکنا
porsojoo.com
خردنامه همشهری
در این سلسله مقالات از گفت و گو های حجت السلام مظاهری سیف با سایت ها و رسانه های مختلف نیز استفاده شده است.

مهدی
چون وا نمیکنی گرهی خود گره مباش// ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :