کشکول جوان
وبلاگی برای جوانان ایران زمین
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱/٢۸

با باهوش ترین انسان های دنیا آشنا شوید



ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱/٢۱

   چگونه بعد از ناراحتی، دوباره احساس شادی کنیم


اگر تابحال دچار افسردگی شده باشید، احتمالاً دوست دارید بدانید که چطور می‌توانید در اینگونه مواقع حالتان را بهتر کنید. گاهی‌ وقت‌ها این حالت باید دوره خودش را طی ‌کند اما کارهایی هست که می‌توانید انجام دهید تا زودتر بهبود پیدا کنید و دوباره احساس شادی کنید. خیلی از نکاتی که در زیر بیان می‌‌کنیم قابل پیشگیری هم هستند، یعنی می‌توانید در هر زمانی آنرا انجام دهید.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱/۱٩

امام زمان

 

رها کنید دگر صحبت مداوا را

فراق اگر نکشد ، وصل می کشد ما را

تمام عمر تو ما را نظاره کردی و ما

ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را

شراره های دلم اشک شد ز دیده چکید

ببین چگونه به آتش کشید، دریا را

قسم به دوست که یک موی یار را ندهم

اگر دهند به دستم ، تمام دنیا را

به شوق انکه ز کوی تو ام نشان آرد

به چشم خویش کشیدم غبار صحرا را

جنون کشانده به جایی مرا که نشناسم

طریق کعـبه و بتخانه و کلیسا را

تمام عمر به خورشید و ماه ناز کنم

اگر به خانه تاریک من نهی پا را

نسیم صبح ز راهی که امدی برگرد

ببر سلام ز من آن عزیز زهرا را

        اللهم عجّل لولیک الفرج

نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱/۱۸

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است

قاعده
این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید
جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند . پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین ، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد ، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند.
او در ادامه میگوید : " آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده ، سلامتی ، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است
کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.

نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱/۱٤

 عجایب دنیای زمینی ما پایانی ندارد. آیا تا حالا این میوه‌ های شگفت‌ انگیز را دیده ایید؟

میوه‌ های عجیب و غریب، بیشتر در  نواحی گرمسیری رشد می ‌کنند. میوه‌ هایی با‌ اشکال و طعم‌ های متفاوت با آن چه که ما تا به امروز می‌ شناختیم. کشورهایی مانند؛ تایلند، مالزی، فلیپین، تاهیتی، هنگ کنگ، سنگاپور، ویتنام، آفریقای جنوبی.... میزبانان اولیه این میوه‌ ها هستند.

میوه‌ هایی با شکل و شمایل عجیب، بوهای بد و تند، طعم‌ های تلخ و گزنده و قیمت‌ های بسیار بالا دارای فواید بسیار برای انسان و حیوانات هستند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱/۱۱

تقدیم به زیبایی عشق

روزگاری در جزیره ای دور افتاده تمام احساسها در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند؛ خوشبختی، پولداری، عشق، دانائی، صبر، غم، ترس ... هر کدام به روش خویش می زیستند. تا اینکه یک روز دانائی به همه گفت: هر چه زودتر این جزیره را ترک کنید زیرا به زودی آب این جزیره را خواهد گرفت اگر بمانید غرق می شوید.

تمام احساسها با دستپاچگی قایقهای خود را از انبارهای خانه های خود بیرون آوردند و تعمیرش کردند. همه چیز از یک طوفان بزرگ شروع شد و هوا به قدری خراب شد که همه به سرعت سوار قایقها شدند و پارو زنان جزیره را ترک کردند.

در این میان عشق هم سوار قایقش بود اما به هنگام دور شدن از جزیره متوجه حیوانات جزیره شد که همگی به کنار جزیره آمده بودند و وحشت را نگه داشته بودند و نمی گذاشتند که او سوار بر قایقش شود. عشق به سرعت برگشت و قایقش را به همه حیوانات و وحشت زندانی شده سپرد. آنها همگی سوار شدند و دیگر جائی برای عشق نماند.!!!!!!!!!

قایق رفت و عشق تنها در جزیره ماند. جزیره هر لحظه بیشتر به زیر! آب میرفت و عشق تا زیر گردن در آب فرو رفته بود. او نمی ترسید زیرا ترس جزیره را ترک کرده بود. فریاد زد و از همه احساسها کمک خواست.

اول کسی جوابش را نداد. در همان نزدیکی قایق ثروتمندی را دید و گفت: ثروتمندی عزیز به من کمک کن.

ثروتمندی گفت: متاسفم قایقم پر از پول و شمش و طلاست و جائی برای تو نیست.

عشق رو به (غرور) کرد وگفت: مرا نجات می دهی؟

غرور پاسخ داد: هرگز تو خیسی و مرا خیس میکنی.

عشق رو به غم کرد و گفت: ای دوست عزیز مرا نجات بده

اما غم گفت: متاسفم دوست خوبم من به قدری غمگینم که یارای کمک به تو را ندارم بلکه خودم احتیاج به کمک دارم.

در این حین خوشگذرانی وبیکاری از کنار عشق گذشتند ولی عشق هرگز از آنها کمک نخواست.

از دور شهوت را دید و به او گفت: آیا به من کمک میکنی؟ شهوت پاسخ داد البته که نه!!!!!

سالها منتظر این لحظه بودم که تو بمیری یادت هست همیشه مرا تحقیر می کردی همه می گفتند تو از من برتری ، از مرگت خوشحال خواهم شد.

عشق که نمی توانست نا امید باشد رو به سوی خداوند کرد و گفت :خدایا مرا نجات بده

ناگهان صدائی از دور به گوشش رسید که فریاد می زد نگران نباش! تو را نجات خواهم داد.

عشق به قدری آب خورده بود که نتوانست خود را روی آب نگه دارد و بیهوش شد.

پس از به هوش آمدن خود را در قایق دانائی یافت

آفتاب در آسمان پدیدارمی شد و دریا آرامتر شده بود. جزیره داشت آرام آرام از زیر هجوم آب بیرون می آمد و تمام احساسها امتحانشان را پس داده بودند عشق برخواست به دانائی سلام کرد واز او تشکر کرد

دانائی پاسخ سلامش را داد و گفت: من شجاعتش را نداشتم که به نجات تو بیایم شجاعت هم که قایقش از من دور بود نمی توانست برای نجات تو بیاید تعجب می کنم تو بدون من و شجاعت چطور به نجات حیوانات و وحشت رفتی؟

همیشه میدانستم درون تو نیروئی هست که در هیچ کدام از ما نیست. تو لایق فرماندهی تمام احساسها هستی.

عشق تشکر کرد و گفت: باید بقیه را هم پیدا کنیم و به سمت جزیره برویم ولی قبل از رفتن می خواهم بدانم که چه کسی مرا نجات داد؟؟

دانائی گفت که او زمان بود.

عشق با تعجب گفت: زمان؟؟!!!!!

دانائی لبخندی زد وپاسخ داد: بله چون این فقط زمان است که می تواند بزرگی و ارزش عشق را درک کند

نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱/٦

  ازدواج و موانع آن

بررسی تأثیر ازدواج درست بر سلامت و دوام و نقش آن بر زندگی زوجین


ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱/٤

 راز تکرار در قصه‌های قرآن کریم

قرآن کریم، کتاب الهی، قانون اساسی دینی مسلمانان و معجزه آخرین پیامبر خدا حضرت محمد «ص» است. و امروزه مستشرقین، خاور شناسان و غربیها شبهاتی را متوجه قرآن ساخته اند، و خصوصاً قصه های آن را متهم به تکرارِ لغو،کرده اند. و مقاله حاضر برای جواب دهی به این شبهات، تحت ۳ عنوان ذیل:

۱ـ تکرار در قرآن کریم.

۲ ـ تکرار در قصه های قرآن مجید.

۳ ـ راز تکرار در قصه ها ی قرآن کریم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱/۱
رهبر معظّم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی 1390 عنوان کردند
سال 90 سال جهاد اقتصادی ملت و مسئولان با دشمن
حوادث تلخ بحرین، یمن و لیبی عید را بر ما گوارا نمی‌کند

ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی - ۱۳٩٠/۱/۱

  سال ١٣٩٠ مبارک


ادامه مطلب ...
مهدی
چون وا نمیکنی گرهی خود گره مباش// ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :